عشق مامی ایلیا جونیعشق مامی ایلیا جونی، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 28 روز سن داره

عاشقانه آرام من و تو...

ایلیای بلا بلا ♥♥♥

1391/2/21 18:32
نویسنده : مامان متین
431 بازدید
اشتراک گذاری

               

سلام پسره خوشملم، حالت دیگه تقریبا خوب شده، و شیطونیات و شروع کردی، از صبح که چشمات و باز میکنی چهاردست و پا میدوئی اینور و اونور و به همه جای خونه سرک میکشی و حتی غذاتم در حرکت میخوری و من باید کل خونه دنبالت بیام تا یکم غذا بخوری

خلاصه که خیلی شیطون بلا شدی مامی جون، ولی هرچی باشی و هر کاری که کنی بدون که من عاشقتم و همیشه و تا هر وقت که زنده باشم پا به پات میام گله خوشکلم

اینم یه سری عکس از شیطونی های گل پسرم

بقیه عکسا رو در ادامه مطلب ببینید

جوجوی مامی اینجا مریض بودی و بهت لیمو شیرین دادم ببین چطوری چلوندیش

...................................................................................................................

ایلیای نون خور

...................................................................................................................

اینجا خودت تنهائی میخواستی از تخت بیای بیرون جوجو جونم

...................................................................................................................

.....................................................................................................................

بالشته جدیده آقا ایلیا، جدیدا علاقه زیادی به جعبه دستمال کاغذی پیدا کردی

...................................................................................................................

....................................................................................................................

اینجا ساعت 2 نصفه شبه که شما بیخواب شده بودی و نشسته بودی زیر میز، هرچی بهت میگفتم بیا بیرون، نمی اومدی و وقتی میاوردمت بیرون دوباره میرفتی اون زیر

.....................................................................................................................

بازم عکس از شیطونیات دارم عزیزم ولی چون زیاد شد بقیه رو تو یه پست دیگه برات میزارم پسره خوشکله ماما

 

                                

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مادر آیاتای
8 اسفند 90 17:47
سلام مامی ایلیا جون. اون عکس تختش رو که دیدم بی اختیار گفتم اوی وای! توروخدامواظبش باش یه وقت گیر نکنه لای میله هاش.


مرسی عزیزم، زیاد تو تختش نمی مونه
مادر آیاتای
9 اسفند 90 0:06
مرسی که وزنش رو بهم گفتی. راستش آیاتای ازون بچه های تپل مپل نیست و همش نگرانم که وزنش کم نباشه اما قدش و دور سرو ایناش خوبه. آیاتای اصلأ غذای سفت نمیخوره. تا چندروز پیش سوپ و آش رو با ته قاشق له می کردم میدادم کم غذا بود اما الان چند روزه که میکس میکنم خیلی خیلی بیشتر میخوره. گفتم حالا یه مدت بهش اینجوری بدم تا وزنش بره بالاتر، دندون هم که نداره تا دندون دربیاره و قادر به جویدن بشه کم کم یادش میدیم. الان که تو سن رشده مهمه که بهتر غذا بخوره. حتی اگه پوست عدس مثلا بمونه تو دهنش تا اونو قورت نداده قاشق بعدی رو نمیخوره. دهنشو محکم میبنده. راستی دنت مگه شکلات و کاکائو نیست؟ راستش من اصلا اهل اینجور چیزا نیستم نمیدونم. اگه ضرر نداشته باشه حتما بهش میدم چونکه مزاجش ییشتر شیرینه و همه چیزای شیرین رو میخوره اما ترش رو اصلا. فدای تو.ایلیا جونم رو ببوس.
مامان ایلیا
10 اسفند 90 13:08
عزیزم چه عکسای نازی داری.من و ایلیا داشتیم با هم عکسا رو نگا میکردیم ایلیا هم ذوق کرده بود



مرسی عزیزم، لطف داری
مامان حنا
10 اسفند 90 23:14
سلام
ممنون که از وبلاگ دخترم دیدن کردید
آشپزیهام رو به دلایلی رمز دار کردم یعنی مجبور شدم والا از اول دیده بودید که رمزدار نشده بود
خانومی رمزو خصوصی براتون ارسال کردم
و اینکه لینکتون هم کردم موفق و پایدار باشید


من خیلی از وبتون استفاده کردم مرسی.
مامان حنا
10 اسفند 90 23:17
عزیزم رمزو خواستم به صورت خصوصی برات ارسال کنم که فراموش کردم لطفا اون کامنتو که رمز توشه تایید نکنید ممنون


ممنون عزیزم، خیلی لطف کردی